شهدای کجوار
زندگی و وصیت نامه های شهدای کجوار
قالب وبلاگ









 

کجوار محله ای چسبیده به تبریز که در محدوده جلگه ی تبریز و رود آجی چای واقع گردیده است .اگرچه شرایط منطقه ای باعث شده که درخت سبز در آن کمیاب باشد ولی مردمانی دارد که دلی سبز تر از درخت و شفاف تر از جویهای روان دارد می خواهم روزی را وصف کنم که مردم خویش را از یوغ استکبار استعمار آزاد کرده بودند و هنوز خستگی آن از تنشان بیرون نرفته بود روزی بود مثل تمام روزها ی دیگر که ناگهان صوت مهیبی خنده ی پیروزی را از رخ مردم برد صدای بلند هواپیماهایی سیاه که در دل آسمان سفیدمان قدم نهادند

برای مشاهده ادامه ی مطلب را کلیک کنید


موضوعات مرتبط: مردم و شهدا ی کجواردر دوران 8سال دفاع مقدس
ادامه مطلب
[ شنبه دوم دی 1391 ] [ 19:0 ] [ محمد اسحقی ] [ ]

خلاصه ای از زندگی پیامبر اسلام
نام : احمد،محمد
نام پدر : عبد الله
نام مادر : آمنه
شهرت : خاتم الانبیا،امین،رسول خدا
کنیه : ابوالقاسم
محل تولد : مکه
زمان تولد : ۱۷ربیع الاول سال ۵۷۱ میلادی
روزمبعث : ۲۷ رجب
مدت نبوت : ۲۳ سال
مدت عمر : ۶۳ سال
تاریخ فوت : ۲۸ صفر سال یازدهم هجری
محل فوت : مدینه منوره
محل دفن : جنب مسجد پیامبر

خلاصه ای از زندگی حضرت فاطمه
نام : فاطمه
نام پدر : حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم
نام مادر : خدیجه کبری سلام الله علیها
شهرت : زهرا ، صدیقه ، ‌زهره ، ‌بتول
کنیه : ام الحسین ،‌ ام ابیها ، ‌ام الائمه
محل تولد : مکه مکرمه
زمان تولد : روز جمعه ۲۰ جمادی الاخری سال دوم یا پنجم بعثت
تاریخ ازدواج : سال دوم هجرت
نام همسر : حضرت علی علیه السّلام
ثمرة ازدواج : امام حسن و امام حسین و زینب و ام کلثوم بود
تاریخ شهادت : سوم جمادی الاخری یا ۱۳ جمادی الاولی سال ۱۱ هجری
محل شهادت : مدینه منوره
محل دفن : مدینه – مسجد النبی یا بقیع – مطاف ملائک مقرب الهی است


برای مشاهده ی زندگانی دیگر ائمه ادامه ی مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 ] [ 21:10 ] [ محمد اسحقی ] [ ]
به نام خدا

روز بعد از ظهر اواخر مرداد سال1362 بود .مشغول کار در محل کارم بودم که زنگ تلفن به صدا در آمد گوشی را برداشتم آن طرف خط از ستاد تخلیه شهدای سپاه  بود من و همکارم حاج حیدر را میشناخت از بنده پرسید آقای ایوب عصری کجابادی را می شناسید جواب دادم بله چی شده ؟ایشان در سپاه ،کرمانشاه فرمانده گردان بدری ،کسی که پشت خظ بود گفت او شهید شده . آوردند اینجا و از من خواست به خانواده اش اطلاع دهیم و جهت شناسایی به ستاد برویم من و دوستم حاج حیدربلافاصله با موتور سیکلت راهی کجاباد شدیم به درب آقای حسین عصری که عموی شهید بود رفتیم ایشان دم در آمدند چون بر شهامت و اعتقاد او آشنا بودم بی مقدمه گفتم که حسین آقا عمو او غلی ایوب شهید شده بیا بریم به پدر و مادرش بگو:ایشان ما را به خانه دعوت میکرد که به توجه به وضیعت اضطراری که لازم بود فردایش پیکر پاک شهید هم زمان با تشییع سایر شهداء تشییع شود  به همراه آقای حسین عصری به مغازه پدرش(شاد روان عسکر عصری )رفتیم بعد از نشستن و احوال پرسی برادرش آقای حسین عصری خطاب بوی گفت:جسین و حیدر می گویند ایوب مجروح شده می خواهیم برویم ملاقاتش اگر تو هم مایلی با هم باشیم او پرسید چی شده ؟

حسین عصری گفت هیجی می گویند گلوله به دستش خورده آوردن بیمارستان ،پدر بزگوار این شهید والا مقام با صبر و شکیبایی و با اعتقادی که به مکتب شهادت داشت گفت: بروید جنازه اش را بیاورید من هم گفتم این حرف ها چیه گفت رسمش همین است شما که نباید بگویید شهید شده می ترسید من ناراحت شوم ما هم با ملاحظه ی شجاعت او به صراحت ، زمان تشییع جنازه ی شهید را اعلام کردیم

این بود خلاصه ی یکی از سجایایی ژرف اخلاقی و اعتقادی خانواده ی شهید که زبان از توصیف و قلم از درج آن عاجز است                                                      «خاطره ای از زبان آقای حسین اسحقی»

این بود یکی از ده ها خاطره از خانوده ی این شهید بزرگوار


موضوعات مرتبط: یک خاطره از زمان شهادت ایوب عصری
[ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 ] [ 18:14 ] [ محمد اسحقی ] [ ]
بسمه تعالی

بار دیگر در یوم الله 22بهمن 91اهالی ولایتمدار کجوار حماسه ای با شکوه تر از سنوات قبل در حمایت از ولایت و امامت و منویات مقام عظمای ولایت  و ارزشهای نظام مقدس جمهوری اسلامی آفرید .بدین وسیله از یکایک اهالی شریف کجوار بویژه خانواده های معظم شهداء و آزادگان و جانبازان وروحانیت همیشه در صحنه سپاسگزاری می نماید                               ستاد دهه ی فجر کجوار


برای مشاهده تصاویر راهپیمایی ادامه ی مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391 ] [ 23:58 ] [ محمد اسحقی ] [ ]

دهه فجر را بر همه فجرآفرینان و جوانان غیرتمند ایران زمین تبریک

عرض نموده و به روان پاک بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی

ایران حضرت امام (ره) و شهدای گرانقدر انقلاب ، سلام و درود می

فرستیم

[ دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391 ] [ 22:15 ] [ محمد اسحقی ] [ ]
در حالات مالک اشتر (ره) است که از خیابانی عبور می کرد.فردی میوه می خورد و باقی مانده آن را پرتاب کرد و به سر مقدس مالک (ره) خورد. مالک (ره) عبور کرد. یکی از افراد رو کرد به آن شخص و گفت: دانستی که بازمانده میوه ات به چه کسی خورد؟

گفت:خیر.

گفت: این مالک اشتر فرمانده نظامی امیر المومنین (علیه السلام) بود.

فرد مضطرب و ناراحت با خود گفت الان است که می رود و مامور می فرستد و حساب مرا تسویه می کند. گرفتاری برایم می آفریند و...

خلاصه براه افتاد از این خیابان به آن خیابان. از این کوچه به آن کوجه سئوال می کرد شما مالک اشتر را ندیدید؟ راهنمائی کردند که مالک مسجد رفت.او هم داخل مسجد شد و دید مالک مشغول نماز است نمازش تمام شد به دست و پای مالک افتاد آقا نفهمیدم. آقا متوجه نشدم.

مالک: باباجان چه شده چه کرده ای؟

گفت: من داشتم میوه می خوردم بازمانده میوه ام را پرتاب کردم و به صورت شما خورد.

مالک: بخدا قسم مسجد نیامدم مگر اینکه برایت از خدا طلب مغفرت نمایم.

بنده خدا خوشحال شد و از مالک تشکر کرد و خدای متعال راحمد و سپاس گفت و از مسجد خارج شد و با خود می گفت: آفرین به علی(علیه السلام) و تربیت یافته گان مکتبش.



[ چهارشنبه هجدهم بهمن 1391 ] [ 18:48 ] [ محمد اسحقی ] [ ]
  برای مشاهده ی زندگی نامه ی شهید ادامه ی مطلب راکلیک کنید


موضوعات مرتبط: خلاصه ی زندگی نامه ی شهید حسن فتح الله پو
ادامه مطلب
[ جمعه سیزدهم بهمن 1391 ] [ 22:6 ] [ محمد اسحقی ] [ ]

تاریخچه

نام «کوجوار» از دو جزء «کوجو» و «وار» تشکیل شده است. در زبان مردم قدیم منطقه، «کوجو» و «کوجی» نوعی پارچه پشمی بسیار جالب خوش بافت (شبیه جاجیم) با رنگهای متنوع اصیل طبیعی پشمی بود که به عنوان بالاپوش، روانداز، بارانی، پالتو، بورغه، چوخا و ... استفاده می شد و همچنین اسباب و آلتی را هم می گفتند که در بافندگی، تارها را پس و پیش می کند. «وار» هم به معنای بودن و موجود بودن، تولید و به عمل آوردن است. پس «کوجوار» به معنای بسیار جالب جایگاهی است که در آن بهترین نوع پارچه پشمی مورد نیاز کشاورزان و دامداران و کاروانیان تولید و به بازار مصرف عرضه می شدنام‌های دیگری که برای کوجوار نوشته شده‌اند، عبارتند از کجاباد، کجوار،کجاآباد، کج‌آباد و گوجوار جمعیت

تغییرات جمعیت کوجوار بین سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۸۵ خورشیدی.

 

براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، جمعیت کوجوار بالغ بر ۵٬۶۶۱ نفر بوده که از این تعداد ۳٬۰۲۴ نفر مرد و ۲٬۶۳۷ نفر زن بوده‌اند. همچنین برپایهٔ همین آمار، شمار خانوارهای ساکن در این محله بالغ بر ۱٬۴۹۸ خانوار بوده‌است. از لحاظ وضعیت سواد نیز از مجموع جمعیت کوجوار، ۴٬۱۱۹ نفر را باسواد و ۹۷۰ نفر را بی‌سواد تشکیل می‌دهد.

اقتصاد


برای مشاهده  ادامه ی مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
[ سه شنبه سوم بهمن 1391 ] [ 13:27 ] [ محمد اسحقی ] [ ]
شهید حبیب عصری کجابادی در تاریخ 1340در خانواده مذهبی و عاشورایی چشم به جهان گشود پدرش شاد روان حاج عباس عصری از مداحان با صفا و عاشق اهل بیت عصمت و طهارت(ع)بود.

این شهید بزرگوار در دوران کودکی در محل زندگی خود مشغول کار و تحصیل بود به مجالس و محالف مذهبی علاقه زیاد داشت  و در مجالس هیئتها ی حسینی شرکت می کرد .

وی در سرودن اشعار، بخصوص اشعار آذری مهارت ویژه ای داشت که چند سطر برای نمونه جهت بازدید کنندگان محترم به نمایش می گذارد .

شهید معلوم در دوران دفاع مقدس در نبرد با مزدوران بعثی در تاریخ1365/10/29در منطقه سومار به درجه ی رفیع شهادت که آرزویش بود رسید و در گلزار شهدای وادی رحمت تبریز در کنار هم رزمانش آرامیده است. روحش شاد و یادش گرامی باد


برای مشاهده ی اشعاری که شهید خودش سروده است ادامه ی مطلب را کلیک کنید


موضوعات مرتبط: خلاصه ی زندگی نامه ی شهید حبیب عصری
ادامه مطلب
[ دوشنبه دوم بهمن 1391 ] [ 18:30 ] [ محمد اسحقی ] [ ]

شهید در سال ۱۳۴۴ درروستای کجوار تبریزچشم به جهان گشود . مقطع ابتدایی را درزادگاه خود به اتمام رسانید وجهت ادامه تحصیل به شهرستان تبریز عزیمت نمود درسال ۱۳۶۲ ازدبیرستا ن فردوسی تبریز دیپلم ریاضی گرفت . شهید درهمان سال در رشته دبیری ریاضی دانشگاه تبریز پذیرفته شد.


در سال ۱۳۶۵ جمعی از دانشجویان دانشگاه تبریز که آماده اعزام به جبهه‌ها بودند خواسته شده بود به جای اعزام به جبهه به عنوان نیروهای بسیجی در ساخت مهمات در دانشکده فنی این دانشگاه که در ساعات غیر درسی در اختیار دانشجویان بسیجی به جهت تامین مهمات جبهه قرار گرفته بود، از تخصص‌شان استفاده بشود که این دانشجویان با استفاده از امکانات و دستگاه‌های موجود در کارگاه قطعات نظامی مورد نیاز در جبهه را تولید می‌کردند این اقدام از اوایل دی‌ماه سال ۱۳۶۵ شروع شده بود و نهایتا در روز ۲۷ دی‌ماه همان سال در حدود ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه شب مورد هجوم وحشیانه رژیم بعثی قرار گرفت و در نتیجه این هجوم وحشیانه ۲۲ نفر از دانشجویان مشغول در کارگاه شهید و ۸ نفر نیز مجروح گردید.



موضوعات مرتبط: خلاصه زندگی نامه ی دانشجوی شهید علی فصیح کجابادی
[ دوشنبه دوم بهمن 1391 ] [ 18:9 ] [ محمد اسحقی ] [ ]
برای مشاهده ی وصیت نامه ی شهید ادامه ی مطلب را  کلیک کنید


موضوعات مرتبط: وصیت نامه ی پاسدار شهید ایوب عصری
ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391 ] [ 22:19 ] [ محمد اسحقی ] [ ]
 برای مشاهده ی وصیت نامه ی شهید ادامه ی مطلب را کلیک کنید کنید

موضوعات مرتبط: وصیت نامه ی دانشجوی شهید علی فصیح کجابادی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 ] [ 15:17 ] [ محمد اسحقی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

به نام خدا
با سلام .این وبلاگ فقط به جهت آشنایی بیشتر مردم با شهدای کجوار می باشد

لطفا هر گونه خاطره یا عکسی از شهدا دارید به این ایمیل ارسال نمایید
mohammades40@yahoo.com با تشکر
آرشيو مطالب